دوشنبه, 29 آبان, 1396  
به zaghanvs.ir خوش آمديد
  پورتال احسان , انسانیت , نیکوکاری [8]
  پورتال فروشگاهی زاغانوس [474]
 محصولات کاربردی و جانبی
 عینک آفتابی , طبی
 لوازم منزل
 لوازم آرایشی و بهداشتی
 لوازم کودک , اسباب بازی
 لباس و پوشاک مردانه
 سایر لوازم شخصی
 لوازم ورزشی و هواداری
 کیف ، کفش و کمربند
 کلاهای دیجیتال و لوازم جانبی
 زیورآلات
 ساعت مچی شیک و مدرن
 لوازم جانبی خودرو
 دکوراسیون و تزئینات
 لباس و پوشاک زنانه
 لوازم آشپزخانه
  پورتال علمی , آموزشی , دانستنی ها [339]
 مد و اکسسوری
 کودک و تربیت , آموزش
 تاریخی , مذهبی
 دکوراسیون و چیدمان منزل
 نامزدی , عقد , بعد ازدواج
 سایر مطالب مفید
 انرژی مثبت و راهکار زندگی
  ماساژ ، ورزش ، فیتنس
 اشتغال و کارآفرینی
 دانستنی ها و عجایب
 تکنولوژی دیجیتال
 دانستنی های جنسی , زناشویی
 معرفی و دانلود کتاب
 خانه داری , هنر در خانه
 گردشگری و توریسم
 آرایش و زیبایی
 سرگرمی و داستان
 بارداری و زایمان
 آشپزی و شیرینی پزی
 طب ، سلامتی ، تغذیه
 هنر و رسانه
پشتیبانی آنلاین
کل بازديد ها : 187782
تعداد محصولات : 821
باسلام . به پورتال علمی , آموزشی , تجاری زاغانوس خوش آمدید.
پشتیبانی و مشاوره : 09372225967
داستان طنز همسر ناشنوا Comic story of a deaf wife

داستانی کوتاه با دستمایه های طنز درمورد روابط زناشویی و گفت و شنود های مصلحتی .........
قيمت : 0 تومان | موضوع : سرگرمی و داستان

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است…

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو…
« ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. »
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم.


سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:

« عزیزم ، شام چی داریم؟»
جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره  پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:
« عزیزم شام چی داریم؟ »
و همسرش گفت:
« مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم: «خوراک مرغ  » !!

منبع : وب سایت سرزده

داستان طنز , Comic story of a deaf wife , داستان حکمت آموز , حکایت همسر ناشنوا 

قيمت : 0 تومان
موضوع : سرگرمی و داستان
کد محصول: 55 | تعداد نمایش: 819 | تاریخ ثبت: دوشنبه, 7 فروردین, 1396



داستان کوتاه گله و پشم نذری امام زاده Short stories cattle and wool

تصاویر و علائم توالت در کشور های مختلف Toilet signs in countries

داستان کوتاه هزار بوسه تقدیم پدر Short story A Thousand Kisses dedicated father

تصاویر زیبا و جذاب هفته آخر فروردین 96 - Beautiful and charming Persian date Farvardin 96

تصاویر دیدنی و جذاب هفته اول اردیبهشت 96 The first week of spectacular images Persian date Ordibehesht 96

داستان کوتاه دانش آموز زیبا سیرت Beautiful student short story character


قدرت اين سايت در استفاده از فروشگاه ساز ميکس ايران است.