شنبه, 29 مهر, 1396  
به zaghanvs.ir خوش آمديد
  پورتال احسان , انسانیت , نیکوکاری [7]
  پورتال فروشگاهی زاغانوس [431]
 محصولات کاربردی و جانبی
 عینک آفتابی , طبی
 لوازم منزل
 لوازم آرایشی و بهداشتی
 لوازم کودک , اسباب بازی
 لباس و پوشاک مردانه
 سایر لوازم شخصی
 لوازم ورزشی و هواداری
 کیف ، کفش و کمربند
 کلاهای دیجیتال و لوازم جانبی
 زیورآلات
 ساعت مچی شیک و مدرن
 لوازم جانبی خودرو
 دکوراسیون و تزئینات
 لباس و پوشاک زنانه
 لوازم آشپزخانه
  پورتال علمی , آموزشی , دانستنی ها [310]
 مد و اکسسوری
 کودک و تربیت , آموزش
 تاریخی , مذهبی
 دکوراسیون و چیدمان منزل
 نامزدی , عقد , بعد ازدواج
 سایر مطالب مفید
 انرژی مثبت و راهکار زندگی
  ماساژ ، ورزش ، فیتنس
 اشتغال و کارآفرینی
 دانستنی ها و عجایب
 تکنولوژی دیجیتال
 دانستنی های جنسی , زناشویی
 معرفی و دانلود کتاب
 خانه داری , هنر در خانه
 گردشگری و توریسم
 آرایش و زیبایی
 سرگرمی و داستان
 بارداری و زایمان
 آشپزی و شیرینی پزی
 طب ، سلامتی ، تغذیه
 هنر و رسانه
پشتیبانی آنلاین
کل بازديد ها : 140319
تعداد محصولات : 748
باسلام . به پورتال علمی , آموزشی , تجاری زاغانوس خوش آمدید.
پشتیبانی و مشاوره : 09372225967
مهسا کرامتی از بازیگری تا تجربه دو ساله مادری + بیوگرافی keramati Mahsa two-year-old mother of acting experience

از مهسا کرامتی درباره دنیای هنری او و دنیای مادرانه اش در این روزها،خاطره اولین روز تولد فرزندش و.. سوال کردیم که خواندنش بدون شک برای شما هم شیرین و جذاب خواهد بود .
قيمت : 0 تومان | موضوع : هنر و رسانه

مهسا کرامتی از بازیگری تا تجربه دو ساله مادری + بیوگرافی

 
مهسا کرامتی متولد ۱۳۶۳ در تهران، بازیگر است. فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی در مقطع کارشناسی است او حالا یک مادر است و یک همسر کارگردان نیز دارد و هیچ نسبتی هم با مهتاب کرامتی ندارد.
 
شروع فعالیت
اولین حضور مهسا کرامتی به سال ۱۳۶۹ در فیلم تویی که نمی‌ شناختمت بر میگردد، ان زمان تنها ۶ سال داشت، سپس بعد از سالها و اتمام تحصیلات، دوره های بازیگری را در کانون سینماگران جوان گذراند
 
شهرت
اولین حضور حرفه ای او در سریال خط قرمز بود، این سریال باعث مشهور شدن تعدادی از بازیگران جوان شد که مهسا کرامتی هم جز این بازیگران در سال ۱۳۸۰ در چند هفته به شهرت رسید
 
ازدواج
مهسا کرامتی در سال ۱۳۸۷ با راما قویدل فرزند مرحوم رضا قویل بنام راما قویدل که از کارگردانان با سابقه بود ازدواج کرد این دو در مرداد ۹۴ صاحب یک فرزند پسر بنام امیرمانی شدند

سریال ها
 
● آواز گنجشکها – ۱۳۸۶
● مرگ تدریجی یک رویا – ۱۳۸۵
● قرارگاه مسکونی – ۱۳۸۵
● خط قرمز – ۱۳۸۰
● شهریار – ۱۳۸۴
● شب آفتابی – ۱۳۸۰
● بازی پنهان – ۱۳۷۹
● روز دیگر
 
فیلم سینمایی :
 
● محیا (۱۳۸۶)
● مصائب دوشیزه (۱۳۸۵)
● قدمگاه (۱۳۸۲)
● خانه ابری (۱۳۶۵)
 
فیلم تلویزیونی
 
● چیزی شبیه معجزه – ۱۳۸۹
● سکوت خدا – ۱۳۸۷

مهسا کرامتی زن راما قویدل است و در کارهایی که همسرش می‌ سازد به عنوان بازیگر نیز حضور دارد. او می ‌گوید در زندگی مشترک‌ شان همسرش بیشتر از او گذشت دارد و همیشه برای انتخاب‌های او احترام زیادی قائل است. آنچه در پی می خوانید ماحصل گفتگوی روزنامه رسالت با این بازیگر سینما و تلویزیون است .


 پرسش و پاسخ دوستانه :
 
مهسا کرامتی با اینکه می توانست به کار سینمایی ادامه دهد ولی در سریال تلویزیونی ظاهر شد و می شود. چرا؟
به دلیل یکسری مسائل شخصی. البته من در خیلی از کارها به یکسری نشانه ها توجه می کنم که ممکن است بعضی از این نشانه ها اشتباه باشد
 
شما فکر می کنید مسیرتان در تلویزیون درست است؟
بازیگری ای که من می پسندم همان اجرای نقش های مختلف است. یعنی بتوانم در نقش های مختلف، آدم های دیگری بشوم، همه سعی ام نیز همین است و دوست دارم تفاوت نقش هایم را ببینم. فکرمی کنم مسیرم تا الآن درست بوده.
 
معیار اصلی مهسا کرامتی در انتخاب نقش چیست؟
متن خوب. چون معتقدم اغلب کارگردان های خوب ما،متن های خوب را انتخاب می کنند
 
نظرتان در مورد افزایش دستمزد بازیگران که این روزها به موضوع داغی هم تبدیل شده چیست؟
موافقم. وقتی در این روزگار همه چیز تجارت شده، به نظرم اگر به سینما هم به دید تجارت نگاه شود مشکلی پیش نمی آید. البته تعداد بازیگران که دستمزدهای بالا می گیرند خیلی کم است و به نظرم هم این حق را باید به آنها داد که دستمزد بالا بخواهند. چرا که باعث می شوند مردم به سینما علاقه مند شوند

مهسا کرامتی درخواستی از مسئولین هنری دارید؟
درخواست که زیاد است اما فکر نمی کنم برای کسی مهم باشد که هنرمندان چه درخواستی دارند
 
 دوست دارید چه ژانری را تجربه کنید؟
طنز را خیلی دوست دارم و دوست دارم آن را تجربه کنم
 
تعریف شما از ماندگاری چیست؟
ماندگاری چیزی است که زمان ندارد و مختص زمان و یا مکان، یا کشور و ملت خاصی نیست و در واقع زبان انسانیت است و جاودانگی همیشگی دارد
 
سوپر استار از دید مهسا کرامتی کیست و آیا او هم دغدغه سوپر استار شدن را دارد؟
در یک مقطع خاص علاقه شدید مردم به یک انسان، آن انسان را تبدیل به سوپر استار می کند که این لقب بیشتر برای هنرمندان استفاده می شود و معمولاً تاریخ نشان داده است که یک طلوع دارد و یک غروب.و در مورد خودم هم باید بگویم که من سعی می کنم بعد از این همه سال بازیگری، بیشتر کار خوب انجام دهم و خیلی دغدغه ستاره شدن ندارم و فکر می کنم اکثر بازیگران هم سن و سال من هم این گونه باشند.
 
وقتی اولین بار تصویر خودتان را از تلویزیون دیدید چه حس و حالی داشتید؟
از خودم خوشم نیامد، چون خودم برای خودم غریب به نظر می آمدم.

 
مهسا کرامتی در حال حاضر به فیلمنامه ای که نظرتان را جلب کند برنخورده اید؟
به هر حال اخیراً هم کارهای زیادی به من پیشنهاد شده ولی می دانید که هرچه سن آدم بالاتر می رود، تجربه اش هم بیشتر می شود. بالأخره توقع مردم از من چیز دیگری است. الآن همه مراقبند ببینند کی با کی کار می کند و این وسط تنها چیزی که قربانی می شود هنر استشاید بازیگری باشم که خیلی چیزها را به نقش در آورم. من بازیگر باید تجربه کنم، باید ببینم چه قدر زندگی کرده ام، خودم هم دوست دارم کار خوب و لذت بخش انجام دهم که هم خودم راضی باشم و هم مخاطب

حالا با این شرایطی که بر جامعه حاکم است و مسلماً سینما هم از آن تأثیر می گیرد چه چشم اندازی برای سینما متصور هستید؟
من آدم امیدواری هستم. خیلی از شرایط موجود تعجب نمی کنم. آرزو می کنم هر چه زودتر تکلیف روشن شود. مردم دارند سخت زندگی می کنند. من فکر می کنم در این بحران هایی که تا به الآن پیش آمده و اتفاقاتی که افتاده بخش فرهنگی ما هوشمندانه تر عمل می کند ولی این طور نشد.اگر بخواهم صادقانه حرف بزنم باید بگویم همدیگر را دوست نداریم، همه انرژی هایمان را گذاشته ایم برای اینکه همدیگر را تخطئه کنیم، در صورتی که می شود یک مقدار با مناعت طبع رفتار کرد.
 
از اینجایی که هستید باز هم می خواهید جلوتر بروید؟
به نظر من همه انسان ها پیشرفت را دوست دارند و همیشه سعی می کنند از آنجایی که هستند جلوتر بروند. من هم پیشرفت را دوست دارم و آرزویم طی کردن پله های ترقی است و امیدوارم به خواسته ام برسم.
 
بازیگرهای مورد علاقه تان؟
خیلی به سینما نمی روم ولی با توجه به کارهایی که دیده ام بازی آقای آتیلا پسیانی را می پسندم. ضمن اینکه من بازی حمید فرخ نژاد را خیلی دوست دارم. چون بازیگری را هنوز ندیدم که بتواند به اندازه آقای فرخ نژاد جلوی دوربین بازی نکند. جلوی دوربین بازی نکردن خیلی سخت است.بازی خوب آقای پرستویی که اصلاً جای بحث ندارد. به نظر من آقای پرستویی کمدین بی نظیری هستند. حتی دیوانه وار کارهایش رامی بینم. در بین خانم ها هم بازی لیلا حاتمی در سالاد فصل و ارتفاع پست را دیدم و بازی فاطمه معتمد آریا را
 
کوتاهی و بلندی نقش چه قدر برایتان مهم است؟
به نظر من مهم است، وقتی که نقشت کم است باید در تایم کوتاه، خودت را نشان بدهی. وقتی نقش کوتاه باشد، برای اینکه دیده شود، فشار بیشتری روی بازیگر هست. در یک تایم کوتاه، دیگر فرصت خراب کردن نداریم ولی اگر شما در یک قسمت ۶،۷ سکانس داری، اگر ۳ تای آن طوری که می خواهی نشود، حد اقل دو تای آن بالأخره خوب می شود.اصولاً هر کسی نقش کوتاه ولی اصیل و ناب را دوست دارد. یعنی کوتاه باشد ولی موقعیت قشنگی داشته باشد. به نظر من خوب است تماشاچی گاهی اوقات دلش برای آدم تنگ بشود.
 
آدم انتقادپذیری هستید؟
بله. حتماً.
 
می گویند انسان باید بیشتر محبوب باشد تا مشهور. نظر شما چیست؟
کسانی که با تلویزیون و سینما کار می کنند و به قولی مشهور شده اند، از مشهور شدن راضی هستند. همه می گویند شهرت خوب است و در بعضی جاها هم عالی است ولی همه کسانی که برای مردم شناخته شده هستند می گویند انسان باید محبوب باشد و من هم این حرف را تأیید می کنم. چون محبوبیت خیلی جاها به درد می خورد.
 
مهسا کرامتی به نظر شما اساساً یک هنرمند چه نقشی در جامعه دارد؟
هنرمندان برای این در دنیا قرار گرفته اند که زندگی را برای بقیه آدمها آسان تر و قابل تحمل تر و زیباتر کنند
 

تجربه شگفت انگیز مادر شدن 
از روزی که امیرمانی به دنیا آمده من به درکی از زنانگی رسیده ام که تا قبل از او نداشتم. به طوری که فکر می کنم دنیا آمدن فرزندم باعث شده ابعادی را در وجودم پیدا کنم که تا قبل از این نمی دانستم چنین ابعادی را در وجودم دارم. در قرآن و کتاب های آسمانی آمده است که خداوند از روح خود در وجود انسان دمیده است و من حالا این روح خداوندی را بهتر حس می کنم. 
با مادر شدن دل تان بزرگ و صبرتان بیشتر می شود. سالها قبل وقتی به کلاسهای مولوی شناسی می رفتم استاد عزیزی داشتم که در تفسیر یکی از اشعار مولانا گفتند اول خدا عاشق بنده شده است و بعد بنده عاشق خداوند می شود. تمام این احساسات را می توان در ابعاد کوچک تر با مادرشدن حس کرد. من فکر می کنم خداوند توجه ویژه ای به جنس زن داشته است؛ یعنی وقتی شما یک زن آفریده می شوید اجازہ  تجربه هایی را پیدا می کنید که با مرد بودن هرگز نمی توانستید آنها را تجربه کنید و وقتی به این درک می رسید که تجربه مادر شدن را داشته باشید.

نسبت به بچه دارشدن تردید داشتم
ما هفت سال است ازدواج کرده ایم و تا چند سال پیش اصلا به بچه دار شدن فکر نمی کردیم و گاهی حتی فکر می کردیم که شاید اصلا نخواهیم که بچه دار شویم . تا قبل از اینکه فرزندم به دنیا بیاید بچه ها را خیلی دوست داشتم ولی نسبت به بچه دار شدن دچار تردید بودم؛ بنابراین خیلی به این موضوع فکر نمی کردم و تصوری هم از بچه دار شدن در ذهنم نبود؛ مثلا به این فکر نمیکردم که بچه دار شدن چقدر می تواند شیرین یا سخت و دارای مسوولیت سنگین باشد و... شاید به همین خاطر با تولد امیرمانی همه چیز به نظرم خیلی جدید بود.

بازی در یک فیلم سینمایی در دوران بارداری
به نظرم منعی برای فعالیت اجتماعی خانم ها در دوران بارداری وجود ندارد؛ البته این کاملا بستگی به شغل افراد دارد؛ مثلا اینکه چقدر سخت و سنگین باشد یا احتمال آسیب رسیدن به مادر و جنین وجود داشته باشد. به هرحال شما در طول بارداری مسوولیتی سنگین را پذیرفته اید و در آن دوران مسوول فرد دیگری در درون جسم خود هستید و نمی توان با خودخواهی گفت: «من الان دلم میخواد کار کنم و حالم با کار کردن خیلی بهتره» و به عواقب قضیه فکر نکرد. 

من در روز سوم فیلمبرداری فیلم «چاقی» به کارگردانی همسرم متوجه شدم باردارم و قبل از شروع کار نمیدانستم. روزهای سختی را در این دوران تجربه کردم چون معمولا خانمها در دوران سه ماهه اول بارداری دچارعوارضی می شوند که من هم به شکلی شدید این عوارض را داشتم. زمان فیلمبرداری این فیلم اذیت شدم اما همه سعی ام را می کردم که مراقب سلامتم باشیم . مورد دیگری که حین کار ناراحتم می کرد این بود که سایر عوامل فیلم هم خیلی سعی داشتند مراعات حال مرا بکنند و من مدام نگران این موضوع بودم که همکاران بازیگرم اذیت نشوند چون خیلی حواس شان به من بود که موقع فیلمبرداری سرحال باشم و با تکرار پلان ها ناراحت نشوم.

یوگای دوران بارداری 
در دوران بارداری به کلاس یوگای بارداری رفتم که با یوگاهای معمولی کاملا فرق دارد و حتما باید زیر نظر متخصص و در شرایط خاص باشد. در این دوران خیلی موسیقی گوش می کردم؛ البته شنیدن موسیقی جزو عادت های من است چون به موسیقی علاقه مندم ولی خب در دوران بارداری و بخصوص وقتی فیلمبرداری فیلم تمام شد و وقت آزاد بیشتری داشتم به صورت مداوم موسیقی گوشی می کردم. همین طور در این دوران حسابی در مورد تربیت کودکان، روحیات بچه ها و شرایط جسمی نوزادان کتاب و مقاله های اینترنتی خواندم تا یک سری اطلاعات اولیه را به دست آورم. البته این را هم اضافه کنم این مطالعات مرا دچار وسواس نکرد چون معتقدم نباید بچه را از روی کتاب بزرگ کرد چون هر بچه ای دارای خلق و خو و روحیات خودش است و نمی توان برای تربیت کودک صرفا متکی به کتاب و مقاله بود.

به غریزه مادری اعتماد کنید 
با تولد بچه، یک سری حس ها در مادر متولد می شود که او به شکلی غریزی می داند باید در مواجهه با موقعیتهای مختلف چه کار کند. اتفاقا روزهای اولی که امیرمانی به دنیا آمده بود، مادر همسرم به من گفتند: «تو جوری با بچه رفتار می کنی که انگار ده تا بچه بزرگ کردی. » (می خندد) به نظرم همه این مهارتها ناخودآگاه است و انگار خداوند توانایی هایی را پیش از تولد فرزند در وجود زنان قرار می دهد و حالا شما با تولد نوزادتان به شکلی غریزی به انها عمل می کنید و متوجه می شوید این کارها را از پیش هم بلد بودید؛ مثلامن در طی دوران بارداری مدام به این فکر می کردم که من بچه به آن کوچکی را چطور باید تمیز کنم؟ یا چطور باید او را به حمام ببرم؟ ولی بعد از تولد پسرم به جز در بیمارستان که پرستارها او را شستند همه کارهایش را خودم انجام داده ام.

نگرانی های مادرانه
روز تولد امیرمانی وقتی من را از اتاق عمل بیرون آوردند و تازه به هوش آمده بودم خیلی تلاش می کردم تا از همسرم و خانواده ام بپرسیم: «بچه سالم است؟» البته ما همه آزمایشها و مراقبتها را انجام داده بودیم ولی به هرحال این نگرانی همیشه وجود دارد و من هم دوست داشتم خیالم راحت شود ولی هرچقدر سعی کردم نتوانستم این جمله را به زبان بیاورم و نمیتوانستم حرف بزنم و مرتبا دستم را بالا و پایین می آوردم و کسی هم متوجه منظورم نمیشد. (می خندد) تا اینکه بالاخره پسرم را آوردند و با دیدنش خیالم راحت شد. به گفته مادرم فقط یک ربع طول کشید تا پرستارها امیرمانی را مرتب کنند و در آغوش من بگذارند ولی آن یک ربع برای من به اندازه چندین ساعت گذاشت.

این غریبه فرزند من است؟
در دوران بارداری مادرها خیلی زودتر از پدرها به بچه علاقه مند می شوند و این موضوع هم طبیعی است چون جنین در وجود مادر رشد می کند و مادر با او اخت می شود ولی وقتی برای اولین بار پسرم را در آغوشم گذاشتند احساس کردم غریبه است و مدام فکر می کردم: یعنی این همان بچه ای هست که توی شکم من بود؟  (می خندد) نیم ساعت به این فکر می کردم که حالا من باید با این نوزاد چه کار کنم؟ ایا می توانم دوستش داشته باشیم؟ تا اینکه بالاخره از شوک اولیه خارج شدم و به مرور توانستم خودم را پیدا کنم.


کمک نخواستم
اعضای خانواده مان همیشه کنارمان بوده اند و می توانم این طور بگویم که افرادی بوده اند که برای نگهداری و مراقبت از فرزندم به من کمک کنند اما از کسی کمکی ناخواسته ام. (می خندد) چون دوست داشتم تمام لذت بزرگ کردن فرزندم و همه این تجربه شیرین برای خودم باشد و از لحظه لحظه بودن در کنارش کیف کنم. دلم می خواست همه این لذت مال من باشد چون کلا در زندگی اینطوری ام که همه چیز را با هم می خواهم. (می خندد) اتفاقا بعد از زایمان شرایط سختی داشتم اما با این همه دوست داشتم همه کارهای امیرمانی را خودم انجام دهم شاید این طور بتوانم  توصیف کنم که سختی و دشواری شیرینی بود و دوست داشتم همه این تجارب برای من باشد. شاید امیرمانی تنها فرزند ما باشد و به خاطر همین دوست داشتم همه کیف بزرگ کردنش را خودم تجربه کنم.

دختر یا پسر بودن فرزندم برایم فرقی نداشت
فرقی نداشت دختر یا پسر بودن فرزندم اصلا برایم مهم نبود و به این فکر نمی کردم که جنسیت فرزندم حتما باید پسر یا دختر باشد. البته خانواده همسرم چون دارای سه فرزند پسر هستند دوست داشتند بچه ما دختر باشد ولی برای خودم هیچ فرقی نداشت.

به یاد زنده یاد امیر قویدل
نام مانی را من و همسرم با هم انتخاب کردیم ولی من دوست داشتم حتما پسرم نشانه ای از پدرهمسرم (امیر قویدل) را داشته باشد. به خاطر همین اسم امیر مانی را برای پسرم انتخاب کردیم. خاطره خیلی پررنگی که از ایشان دارم مربوط می شود به زمانی که ایشان در بیمارستان بستری بودند. آخرین باری که ایشان را دیدم برای ملاقات رفته بودیم و مرتب با ایشان صحبت می کردیم و بهشان قوت قلب می دادیم و آرزو می کردیم زودتر از بیمارستان مرخص شوند. وقتی همه، اتاق را بعد از ساعت ملاقات ترک کردند ایشان مرا صدا کردند و آرام در گوشم گفتند: «یه قولی به من میدی؟ من دوست دارم نوه ام رو ببینم. برای من یک نوه میاری؟» و من هم جواب دادم: «شما زودترمرخص بشید. چشم من قول می دم» و متاسفانه این آخرین باری بود که ایشان را دیدم. به خاطر همین خیلی برایم مهم بود که حتما پسرم نشانی از پدر بزرگش داشته  باشد. امیر قویدلی برای بچه های سینما نام بزرگی است و دلم میخواست این نام ادامه پیدا کند. وقتی پیشنهاد این نام را به همسرم دادم خیلی استقبال کرد و فکر می کنم امیرمانی ترکیب قشنگی شده. شخصا اسم پسرم را خیلی دوست دارم.

تغذیه با شیر مادر مهم است 
خیلی اصرار داشتم حتما پسرم از شیر خودم تغذیه کند و تا به حال هم به امیرمانی شیر خشک نداده ام و نسبت به اینکه فرزندم با شیر خودم بزرگ شود مقید هستم. خوشبختانه تا حالا که پسرم شش ماهه است و کم کم باید از غذاهای کمکی استفاده کند به جز شیر خودم غذای دیگری به او نداده ام.

قرار نیست به همه خواسته های بچه ها مثبت دهیم
ما از آن دست والدینی نیستیم که دوست داشته باشیم به همه خواسته های فرزندمان جواب مثبت بدهیم. اتفاقا چون اميرمانی نوه اول پدرم هست، ایشان خیلی دوست دارند هر چه برای بچه ها در بازار وجود دارد برای پسرم بخرند؛ مثلا هلی کوپترهای پرنده و اسباب بازی های جدید و... من هم به شوخی می گویم: «اگر بخواهید اینقدر لوسش کنید دیگه اینجا نمیارمش!» (می خندد) .
تا دو یا سه سالگی، بچه ها خواسته های مادی ندارند و خواسته هایشان معنوی است. نوزادان و کودکان کوچک تنها به مراقبت و محبت و نوازش احتیاج دارند. من وهمسرم هم تا حد توان این کارها را برایش انجام می دهیم.

وسواسی نیستم
سعی می کنم محیط اطراف پسرم کاملا تمیز باشد اما از آن مادرهای وسواسی نیستم امیرمانی هم مانند نوزادهای دیگر هرچه دم دستش باشد به سمت دهانش می برد و من هم هیچ وقت مانعش نمی شوم و فقط سعی می کنم همان طور که گفتم محیط و وسایل تمیز باشند.

خانه مادربزرگ ها مهدکودک ما بود
با مهد کودک یا کارگاه های بازی برای کودکان موافقم چون کودک باید در کنار بچه های همسن و سال خودش بزرگ شود. هرچقدر هم که من یا همسرم با امیرمانی بازی کنیم باز هم نمی توانیم جای دوستان همسان را برایش پر کنیم. به نظرم مهارتهای اجتماعی بچه دچار مشکل می شود اگر به مهد کودک نرود و با بچه های دیگر همبازی نشود. ما در دوره ای زندگی می کنیم که زوج ها کمتر بچه دار می شوند یا خیلی دیر بچه دار می شوند و به همان یک فرزند اکتفا می کنند درحالی که من با جمعی از بچه های فامیل مثل دخترخاله ها و پسر دایی ها بزرگ شدم و خواهرم تنها سه سال با من اختلاف سنی دارد. 
من مهد کودک نرفتم ولی در زمان ما خانه مادربزرگ ها خودش یک مهد کودک بود. (می خندد) متاسفانه بچه های این دوره این نعمت ها را ندارند و باید این کمبود را با کلاس های بازی و مهد کودک جبران کرد.


موافق قرتی بازی هایی که مد شده نیستم 
یک سری قرتی بازی ها جدیدا مد شده که من با آنها موافق نیستم؛ مثلا تازگی دیده ام که آتلیه مخصوص دوره بارداری افتتاح شده یا اینکه از کف پا و انگشت و فرق سر نوزاد کلی عکس می گیرند.(می خندد) یا به جای تولد برای بچه ها ماه گرد می گیرند. یا اینکه پیش از تولد بچه برای تم اتاقش برنامه ریزی می کنند و همه وسایل را با همان تم میخرند و با وسواس هدیه هایی از همان تم برای مراسم تولد بچه تهیه می کنند که به مهمانان بدهند و... من اصلا این لوس بازی ها را نمیفهمیم. (می خندد) آخر بچه نوزاد چه شناختی از شخصیت های کارتونی مثل پو، کیتی و ... دارد؟ اتاق نوزاد فقط باید شاد و رنگین باشد چون بچه ها رنگهای شاد را دوست دارند. پسر من حتی هنوز اتاق شخصی ندارد. خانه ما دوخوابه است و یکی از اتاق ها مخصوص کار همسرم است و فکر کردیم چون همسرم از آن اتاق پول در می آورد نمی توانیم آن اتاق را به امیرمانی بدهیم. (می خندد) بنابراین پسرم هنوز اتاق شخصی ندارد و فکر می کنم تا دو، سه سالگی هم به اتاق شخصی نیاز نداشته باشد. البته بخشی از خانه متعلق به پسرم است و وسایل، تخت، کمد و اسباب بازی هایش را آنجا چیده ایم.

پسرم آرام است 
پسرم، کودکی آرام است و اصلا از آن بچه هایی نیست که مدام گریه می کنند. امیرمانی خوش رو است و هر کسی با او حرف بزند در جواب لبخند میزند و اهل غریبگی هم نیست.

با تک فرزندی موافق نیستم 
با تک فرزندی موافق نیستم اما ممکن است ما هم تصمیم بگیریم که همین یک فرزند را داشته باشیم چون همه شرایط را پدر و مادر نمی توانند برای یک کودک مهیا کنند و جز والدین شرایط پیرامونی و جامعه هم در این مورد نقش دارند. به هرحال محیط و شرایط باید امکانات و پتانسیل کافی را داشته باشد تا یک زوج به داشتن فرزند ترغیب شوند؛ این خیلی بد است که بچه ها تنها بزرگ می شوند، پدر و مادر نمی توانند همیشه در کنار فرزندشان باشند و تنهایی بعد از پدر و مادر برای یک تک فرزند خیلی سخت است. امیدوارم برای ما این طور نباشد و شرایط طوری باشد که بتوانیم به فرزند دوم فکر کنیم.

به امنیت شغلی و آرامش فرزندم فکر میکنم 
اگر دست من باشد اصلا دوست ندارم پسرم وارد دنیای سینما شود ولی هرگز خواسته ام را به او تحمیل نمی کنم. من تمام سعی ام را می کنم او درگیر سینما نشود؛ یعنی تلاش می کنم وارد محیط کاری ما نشود تا از جاذبه سینما دور بماند. همیشه به همسرم هم می گویم وقتی پسرمان بزرگ شد او را با خودش به پشت صحنه کارهایش نبرد. کار را خوب میشناسم. برای دوام در سینما باید هزار جان داشته باشید. در این شغل مدام در معرض این مساله قرار دارید که با عواطف، احساسات و افکار تان برخورد شود و شما را ناراحت کند. در این حرفه کسی امنیت شغلی ندارد و مدام باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنید که این می تواند خلاقیت را در شما به عنوان یک هنرمند از بین ببرد؛ یعنی شما یک جورهایی، هم هنرمند هستید هم نیستید هم خلاقیت دارید و هم ندارید چون در نهایت نمی توانید و بلندپروازی را داشته باشید. من دلم می خواهد امیرمانی شغلی را انتخاب کند که در آن آرامش داشته باشد.

منابع : لحظه های ناب , فتوکده , روزگار


قيمت : 0 تومان
موضوع : هنر و رسانه
کد محصول: 281 | تعداد نمایش: 76 | تاریخ ثبت: دوشنبه, 18 اردیبهشت, 1396



درد و دل نعیمه نظام دوست از چاقی مفرطش + بیوگرافی Obesity friend Naima system

گفتگو با حسین سلیمانی بازیگر و ترانه سرا Interview with Hossein Soleimani , actor and songwriter

دانلود آهنگ جدید امیرعلی + متن آهنگ (سنگ کاغذ قیچی)

مروری بر خاطرات تلخ جدایی بازیگران مشهور Divorce bitter memories of famous actors

دانلود آلبوم جدید جهان بنام سکوت کیفیت اصلی (128-320) Download New Album By Jahan Sokoot

گفتگویی صمیمی با الناز حبیبی بازیگری ریز اندام اما جذاب Intimate conversation with Elnaz Habibi


قدرت اين سايت در استفاده از فروشگاه ساز ميکس ايران است.