یک شنبه, 30 مهر, 1396  
به zaghanvs.ir خوش آمديد
  پورتال احسان , انسانیت , نیکوکاری [7]
  پورتال فروشگاهی زاغانوس [432]
 محصولات کاربردی و جانبی
 عینک آفتابی , طبی
 لوازم منزل
 لوازم آرایشی و بهداشتی
 لوازم کودک , اسباب بازی
 لباس و پوشاک مردانه
 سایر لوازم شخصی
 لوازم ورزشی و هواداری
 کیف ، کفش و کمربند
 کلاهای دیجیتال و لوازم جانبی
 زیورآلات
 ساعت مچی شیک و مدرن
 لوازم جانبی خودرو
 دکوراسیون و تزئینات
 لباس و پوشاک زنانه
 لوازم آشپزخانه
  پورتال علمی , آموزشی , دانستنی ها [312]
 مد و اکسسوری
 کودک و تربیت , آموزش
 تاریخی , مذهبی
 دکوراسیون و چیدمان منزل
 نامزدی , عقد , بعد ازدواج
 سایر مطالب مفید
 انرژی مثبت و راهکار زندگی
  ماساژ ، ورزش ، فیتنس
 اشتغال و کارآفرینی
 دانستنی ها و عجایب
 تکنولوژی دیجیتال
 دانستنی های جنسی , زناشویی
 معرفی و دانلود کتاب
 خانه داری , هنر در خانه
 گردشگری و توریسم
 آرایش و زیبایی
 سرگرمی و داستان
 بارداری و زایمان
 آشپزی و شیرینی پزی
 طب ، سلامتی ، تغذیه
 هنر و رسانه
پشتیبانی آنلاین
کل بازديد ها : 142134
تعداد محصولات : 751
باسلام . به پورتال علمی , آموزشی , تجاری زاغانوس خوش آمدید.
پشتیبانی و مشاوره : 09372225967
داستان کوتاه دانش آموز زیبا سیرت Beautiful student short story character

داستان امروز درمدرو دختر دانش آموزیست که داراری صورتی زشت بوده و درمدرسه دچار .....
قيمت : 0 تومان | موضوع : سرگرمی و داستان

داستان حکمت آموز (دانش آموز زیبا سیرت)


دختر دانش آموز صورتی زشت داشت. دندان‌هایی نامتناسب با گونه‌هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره‌ای تیره. روز اولی که به مدرسه ما آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند. نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید: میدونی زشت‌ترین دختر این کلاسی؟!! یک دفعه کلاس از خنده ترکید.
بعضی‌ها هم اغراق آمیزتر می‌خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله‌ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه‌ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
اما کاترینای عزیزم،بر عکس من تو بسیار زیبا و جذاب هستی.
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان‌ترین فردی است که می‌توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می‌خواستند با او هم گروه باشند.


او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود:
به یکی می‌گفت چشم عسلی و به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق‌ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب‌ترین یاور دانش آموزان را داده بود.
ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید‌هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف‌هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه‌های مثبت فرد اشاره می‌کرد. مثلاً به من می‌گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می‌گفت بهترین آشپز دنیا! و حق هم داشت. آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود؟!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری‌اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی به خواستگاری‌اش رفتم، دلیل علاقه‌ام را جذابیت سحر آمیزش می‌دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی‌اش گفت: برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند. روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟!
همسرم جواب داد: من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم! و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.

منبع : سرزده

داستان کوتاه دانش آموز زشت , داستان های پند آموز , داستان های حکمت آموز , داستان های کوتاه حکیمانه , زشت ترین دختر کلاس , داستان کوتاه دانش آموز زشت ,  داستان کوتاه , داستان کوتاه دانش آموز زیبا سیرت

قيمت : 0 تومان
موضوع : سرگرمی و داستان
کد محصول: 216 | تعداد نمایش: 85 | تاریخ ثبت: سه شنبه, 5 اردیبهشت, 1396



داستان کوتاه گله و پشم نذری امام زاده Short stories cattle and wool

داستان طنز همسر ناشنوا Comic story of a deaf wife

تصاویر و علائم توالت در کشور های مختلف Toilet signs in countries

داستان کوتاه هزار بوسه تقدیم پدر Short story A Thousand Kisses dedicated father

تصاویر زیبا و جذاب هفته آخر فروردین 96 - Beautiful and charming Persian date Farvardin 96

تصاویر دیدنی و جذاب هفته اول اردیبهشت 96 The first week of spectacular images Persian date Ordibehesht 96


قدرت اين سايت در استفاده از فروشگاه ساز ميکس ايران است.